روزهایی که بر ما گذششششت ;)
سلااااام سلااااام صد تا سلام به نوگلهای خوش عطرو بوی خودممممم
نانازیهای شیرین عسلممممممممممممممم
قربونتون برم الهی نفسهای من
ببخشید که این مدت نیومدم تا وبلاگتون رو بروز کنم
آخه مامانی اوضاع و احوال خوشی نداشت و بعد از ایام عید همش تو مشکلات بودم
از یلدا بگم که سوزش ادرار ناجوری گرفت و چند روز خیلی سخت رو پشت سر گذاشت بمیرم برات مامانی هر بار دستشویی میبردمت دو تایی با هم گریه میکردیم ....
اما یه خیری که داشت این بود که دیگه به پوشک بای بای گفتی و خلاااااااااااصصصصصصص شدیم
اینبار با فشاری که بهم اومده بود برای دستشویی بردن و کارهای زیادی که داشتم فسقل پایین اومده بود و باعث شد یه مدتی استراحت مطلق باشم.... اما کدوم استراحت آخه دست تنها باشی و با داشتن بچه کوچیک میشه استراحت کرد به هر بدبختی که بود اون روزا رو گذروندیم اما بعدش اتفاق بدتری افتاد
اینبار بخاطر فشار زیادی که بهم اومده بود کیسه آب نشتی داد
هی وای من که چه روز وحشتناکی بود برام همسری سرکار بودو یلدا هم خواب بود و کله ی صبح این اتفاق برام افتاد نمیدونستم چه کنم
استرس و نگرانی دیوونم کرده بود
خدا خیر بده دایی حسینم رو تا بهش زنگ زدم اومد و منو برد بیمارستان البته قبلش یلدا خانوم رو بردم پیش خالم
اونم به خیر گذشت بعد از ده رو تقریبا با خاله منصوره رفتیم خرم آباد خونه مامان جون اینا و ده روزی هم اونجا موندیم تا حال و روزم بهتر شد
از تلخیها بگذریم......
از شیرین کاریهای خوشگل خانومم بگم که روز بروز خانوم تر باهوشتر بلا تر شیرین زبونتر میشی

چند هفته ای هست که ذاشتمت بهشت قرآن اونجا هم بازی میکنی ورزش میکنی رنگامیزی خمیر بازی و سفال و شعر و قرآن یاد میگیری
تو این 6 جلسه که رفتی 4 تا شعر بلند و 4 تا سوره رو از حفظ شدی
قربونت برم دختر باهوشم
جالب اینجاست از جلسه سوم اجازه دادی من برم خونه و از اونجایی که عاشق کلاس و معلم هستی گفتی من میمونم پیش خانوم ململم مامان بعد بیا دنبالم
آفـــــــــــــــــریــــــــــــن به دختر شجاع و مستقلمممممم

چندتا شعر و سوره یاد گرفتی بازی میکنی و هر چیزی رو که تو کلاس یاد گرفتی رو تکرار میکنی و این عالیه معلومه که از کلاست راضی هستی و لذت میبری

از گل پسر بگم که ماشالا شیطووووون مدام در حال لگد زدن و غلط خوردن هستی عزیز مامان
راستی اسمت رو آجی یلدا انتخاب کرده و صدات میزنه داداش ایلیا
تا ببینیم وقتی بدنیا بیایی همین اسمت باشه یا چیز دیگه ای 
اووووووووووووو یه داداش میگه صد تا داداش از دهن خوشگلش بیرون میاد
انقدر دوستت داره که صبرش لبریز شده و دوست داره زودتر بدنیا بیای
هر شب و هر صبح میاد و بوست میکنه گاهی میاد از نافم باهات حرف میزنه شعر میخونه بوست میکنه و بهت غذا میده
فدای دل مهربونت برم گل مامان

اینم یلدا خانوم به روایت تصویر

یلدا و آرین اندر استخر توپ

خلاقیت با خانه سازه هات دختر باهوشم

یلدا و جوجه اردک طلایی


اولین نقاشی رسمی که معلومه چی به چیه
ابر و بارون و گل و پروانه


اینم از پیشرفت در کشیدن صورت
لبخندا رو داری

سفالگری پدری و دختری
من>>>

اولین سفالی که یلدا با گواش رنگش کرد


عششششششششق خمیر بازی
اینارو با هم درست کردیم

یه شب از راه مهد شما شام رفتیم کنار رودخونه و برات جایزه آبرنگ گرفته بودم
همونجا سنگ آوردی و گفتی نقاشیشون کنیم
کلی بهت خوش گذشت




روزهایی که بر ما گذششششت ;)
